همهٴ اينها اصلاً قانعكننده نيست و منظومه و شرحش اصلاً نميبايست در اينجا ذكر ميشد، مگر بهخاطر اهميت استثنايي آنها. چون اينها قديميترين متون عربي دربارهٴ حساب انگشتي است و احتمالاً مقدم بر سدهٴ چهاردهم نيست. ولي روايتي وجود دارد كه صحابهٴ پيامبر از نوعي حساب عقود استفاده ميكردند (حاجي خليفه 3، 64) و بنابراين، اگر رسالههايي قديميتر از اين پيدا شود نبايد موجب شگفتي گردد. البته من نام يكي را ميدانم (هيچ نسخهاي از آن تاكنون در دست نيست و آن كتاب الحساب بِلاتخت بَل باليَد از ابوالقاسم عليبن احمد مجتبي انطاكي است كه در زمان عضدالدولهٴ ديلمي (949 ـ 982م) درگذشت. سوتر (ش 140، 1900م). صالح زكي(1911م).
قديميترين متن غربي دربارهٴ حساب انگشتي از بيد (هشتم ـ 1) است، كه ميان حساب انگشتان = انامل (يعني يكان) و بند انگشتان = عقود (دهگان) تفاوتي نميگذارد. اين تمايز را نخستين بار آبوي فلوري (دهم ـ 2) قايل شد، به صورتي كه شاگردش بيرثفِرث رَمزي (يازدهم ـ
1) بيان كرده است1. متنهاي عربي ياد شده اصلاحاتي براي انامل در برابر عقود به كار نبردهاند، بلكه تنها از عقد و عقود سخن گفتهاند.
ساير متون شرقي در باب حساب انگشتي
دست كم دو متن ديگر در دست است، يكي به فارسي و ديگري به عربي، كه دومي ممكن است مقدم بر عبدالقادربن علي باشد، ولي اولي مسلماً بعد از آن است. در هر صورت هر سه متن معرف سنّتهاي واحدي است و بايد با هم مورد بررسي قرار گيرد.
گلچين (هر كس بوده) اولين بار، آن را از يك نسخهٴ خطي فرهنگي قديمي رونويسي كرده، بعدها، آن فرهنگ از ميان رفته، سپس دوباره در
فرهنگ جهانگيري، تأليف جمالالدين حسين اينجو پيدا شده است (چاپ سنگي، لكنهو 1876). متن گلچين در مجلهٴ آسيايي لندن منتشر شده (ج 6، ص 337 ـ 347، 818). سيلوستر دو ساسي آن را از
فرهنگ جهانگيري استخراج و به فرانسه ترجمه كرده است (مجلهٴ آسيايي پاريس ش 3، ص 65 ـ 71، 11823). آريستيد مار، متن يك منظومهٴ عربي دربارهٴ حساب انگشتي را همراه با ترجمهٴ لاتيني آن كه در سال 1573 خوان پرز دو مويا در آلكالاي اسپانيا انجام داده، در سال 1868 در بولتن بُنكمپاني رم منتشر كرده است.